العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
198
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
كافى ج 8 ص 341 - زراره گفت حضرت باقر در مسجد الحرام بود سخن از بنى اميه و دولت آنها شد يكى از اصحاب گفت اميدوارم شما دودمان برانداز بنى اميه باشى و خداوند اجراى اين مقدر را بدست شما بنمايد . فرمود من نيستم و علاقهاى ندارم كه من باشم زيرا همكاران بنى اميه زنازاده هستند خداوند از وقتى كه آسمانها و زمين را آفريده سال و ماه و روزى كوتاهتر از سال و ماه و روز آنها قرار نداده خداوند بملكى كه مامور فلك است دستور داده كه آن را سريع بچرخاند . جابر گفت خدمت حضرت باقر بوديم صحبت از دولت بنى اميه شد فرمود هر كس بر هشام خروج كند كشته خواهد شد و مدت زمامدارى او را بيست سال تعيين كرد ما خيلى ناراحت شديم فرمود چه شده اگر خدا اراده از بين بردن حكومت ملتى را بكند دستور ميدهد بفرشتهى مامور فلك كه بسرعت بچرخاند همان اندازه كه خواسته تعيين نموده . جابر گفت اين سخن را بزيد گفتيم . زيد در پاسخ گفت من خودم شاهد بودم كه پيغمبر را پيش هشام ناسزا گفتند او اعتراض نكرد و نه اثرى بر رويش گذاشت به خدا قسم اگر نباشد جز خودم و پسرم بر او خروج خواهم كرد . توضيح - ممكن است سرعت گردش فلك كنايه از فراهم نمودن وسائل زوال فرمانفرمائى آنها باشد . كافى ج 1 ص 396 - نعمان بن بشير گفت با جابر بن يزيد جعفى همسفر بودم وقتى بمدينه رسيدم رفت خدمت حضرت باقر عليه السلام و از او وداع نموده خوشحال از خدمتش خارج شد همين كه رسيديم به اخيرجه « 1 » اول منزلى كه از فيد به طرف مدينه ميرود روز جمعه بود پس از نماز ظهر خواستيم حركت كنيم مردى بلند قد و گندم گون نامهاى آورده بجابر داد بوسيد و بر چشم گذاشت نامه از طرف حضرت باقر بود هنوز مركب آن خشك نشده بود پرسيد
--> ( 1 ) منزلى بين مكه و مدينه .